رفتن به محتوا

حوصله‌سررفتن ممنوع نیست: چرا بچه‌ها گاهی باید بی‌حوصله بمانند

«حوصله‌م سر رفته» همیشه زنگ خطر نیست. با تکیه بر منابع معتبر می‌بینیم بی‌حوصلگی چه فرصتی برای خلاقیت و استقلال کودک است و والدین چطور به جای نجات دادن، چارچوب بدهند.

جمعه‌ی عصر است. ناهار خورده شده، مهمانی نیست و کلاسی هم در کار نیست. هنوز ده دقیقه از خاموش شدن تلویزیون نگذشته که کودک هفت‌ساله‌ی شما خودش را روی مبل می‌اندازد و با آن لحن آشنا می‌گوید: «حوصله‌م سر رفته!» چند ثانیه بعد تکرار می‌کند، این بار بلندتر.

دست شما بی‌اختیار به سمت گوشی یا تبلت می‌رود. یا شاید در ذهنتان فهرست کلاس‌های هفته‌ی بعد را مرور می‌کنید و فکر می‌کنید: «باید برایش یک برنامه‌ی دیگر هم بگذارم.» احساس گناه هم کنار شما نشسته است: نکند بچه‌ام دارد وقتش را هدر می‌دهد؟

این نوشته درباره‌ی همین لحظه است. آیا وقتی حوصله‌ی کودک سر رفته، وظیفه‌ی ما پر کردن فوری آن خلأ است؟ یا شاید کمی بی‌حوصلگی، همان چیزی است که کودک لازم دارد؟ هر دو طرف بحث را می‌شنویم، ببینیم منابع معتبر چه می‌گویند و بعد یک راه عملی برای خانه پیشنهاد می‌دهیم.

چرا «حوصله‌م سر رفته» ما را این‌قدر بی‌قرار می‌کند؟

چرا «حوصله‌م سر رفته» ما را این‌قدر بی‌قرار می‌کند؟

برای خیلی از پدر و مادرها، بی‌حوصلگی کودک مثل یک امتیاز منفی در کارنامه‌ی خودشان است. انگار اگر کودک سرگرم نباشد، ما کم گذاشته‌ایم. از آن طرف، سرگرمی همیشه در دسترس است: یک صفحه‌ی نمایش، یک کلاس تازه، یک برنامه‌ی دیگر.

اما کلیولند کلینیک صریح می‌گوید مشغول نگه داشتن دائمی بچه‌ها مسئولیت شما نیست. به گفته‌ی این مرکز، وقتی بچه‌ها دائماً سرگرم می‌شوند و همیشه یک فعالیت ساختارمند جلویشان است، فرصت پیدا نمی‌کنند خودشان را مشغول کنند؛ مثلاً کتاب بخوانند، با اسباب‌بازی‌هایشان بازی کنند یا یک خانه‌ی کوچک با پتو و بالش بسازند. و این توانایی، یک مهارت مهم برای تمام عمر است.

پس سؤال واقعی این نیست که «بچه‌ام بی‌حوصله است یا نه»؛ این است که با این بی‌حوصلگی چه اتفاقی می‌افتد.

طرف اول: «بچه نباید بیکار بماند»

طرف اول: «بچه نباید بیکار بماند»

کسانی که می‌گویند باید وقت کودک را پر کرد، دغدغه‌های قابل فهمی دارند. آن‌ها نگران‌اند کودک بی‌حوصله سراغ صفحه‌ی نمایش برود، بهانه‌گیری کند، دعوا راه بیندازد یا فرصت‌های یادگیری را از دست بدهد.

بخشی از این نگرانی واقعی است. همه‌ی بچه‌ها به یک اندازه توان سرگرم کردن خودشان را ندارند. مؤسسه‌ی ذهن کودک توضیح می‌دهد که برای بچه‌های مبتلا به اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی، سرگرم کردن خود برای مدت طولانی سخت‌تر است، چون توجه و تمرکزشان تحت تأثیر قرار دارد. همین منبع می‌گوید زمان باز و بی‌برنامه برای خیلی از بچه‌ها ناخوشایند است و بچه‌های خیلی پرجنب‌وجوش ممکن است هر ۲۰ دقیقه به یک استراحت برای دویدن در فضای باز نیاز داشته باشند.

مهارت‌هایی که کودک برای پر کردن وقتش لازم دارد، مثل برنامه‌ریزی و کنار گذاشتن حواس‌پرتی‌ها، یک‌شبه ساخته نمی‌شوند. مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد این «مهارت‌های اجرایی» را به برج مراقبت یک فرودگاه شلوغ تشبیه می‌کند که به ما کمک می‌کند تمرکز کنیم، حواس‌پرتی‌ها را کنار بگذاریم و برنامه‌مان را در صورت نیاز عوض کنیم، و تأکید می‌کند که تجربه‌های اولیه‌ی زندگی بر رشد این مهارت‌ها اثر می‌گذارند. پس رها کردن کامل کودک هم جواب نیست؛ او به بزرگ‌ترها نیاز دارد تا این مهارت‌ها را تمرین کند.

حرف این گروه، منصفانه، این است: کودک را نمی‌شود بی‌هیچ کمکی در بی‌حوصلگی رها کرد و انتظار معجزه داشت.

طرف دوم: بی‌حوصلگی، کارگاه خلاقیت

طرف مقابل می‌گوید مشکل ما کمبود سرگرمی نیست، زیادی آن است. مؤسسه‌ی ذهن کودک فهرست روشنی از فایده‌های بی‌حوصلگی ارائه می‌دهد:

  • تحمل موقعیت‌های نه‌چندان ایده‌آل: کودک یاد می‌گیرد همه‌ی لحظه‌های زندگی هیجان‌انگیز نیستند و این اشکالی ندارد.
  • برنامه‌ریزی و حل مسئله: وقتی کودک پروژه‌ای برای پر کردن وقتش شروع می‌کند، باید برنامه بریزد، وسایلش را جمع کند و مشکل‌ها را حل کند.
  • خلاقیت و اعتمادبه‌نفس: به گفته‌ی این مؤسسه، بی‌حوصلگی خلاقیت، عزت نفس و فکر بکر را پرورش می‌دهد.
  • پشتکار: حتی شکست خوردن در این پروژه‌ها به تحمل ناکامی، پشتکار و سرسختی کمک می‌کند.

کلیولند کلینیک هم می‌گوید وقتی کودک مجبور می‌شود خودش راهی برای سرگرم شدن پیدا کند، این کار می‌تواند به پرورش خلاقیت، استقلال و تخیل او کمک کند؛ مهارت‌هایی که در بزرگسالی هم به کار می‌آیند.

کامن سنس مدیا، که درباره‌ی بچه‌ها و رسانه کار می‌کند، همین حرف را از زاویه‌ی صفحه‌ی نمایش می‌زند: وسوسه‌ی پر کردن هر لحظه‌ی ساکت با یک صفحه یا یک فعالیت زیاد است، اما بی‌حوصلگی درست همان جایی است که خلاقیت شروع می‌شود. پیشنهادش این است که به بچه‌ها زمان‌های بی‌ساختار و بدون گوشی بدهید و ببینید چه چیزی از دلشان بیرون می‌آید.

و بالاخره آکادمی اطفال آمریکا بازی را «سازنده‌ی مغز»، کلید مهارت‌های اجرایی و سپری در برابر اثرهای منفی استرس می‌داند و هشدار می‌دهد که رسانه‌هایی مثل تلویزیون، بازی‌های ویدیویی و برنامه‌های گوشی و تبلت، بیش از پیش بچه‌ها را از بازی دور می‌کنند. بی‌حوصلگی، اگر فوراً با صفحه پر نشود، اغلب دروازه‌ی ورود به همین بازی آزاد است.

حکم نهایی: بی‌حوصلگی مفید است، اگر چارچوب داشته باشد

حکم نهایی: بی‌حوصلگی مفید است، اگر چارچوب داشته باشد

اگر دو طرف را کنار هم بگذاریم، نتیجه روشن است. خود بی‌حوصلگی جادو نمی‌کند؛ آنچه کودک با آن می‌کند مهم است. کودکی که هیچ ابزاری برای پر کردن وقتش ندارد، ممکن است فقط غر بزند یا سراغ اولین صفحه‌ی روشن برود. کودکی که از قبل چند ایده، چند وسیله و کمی مهارت برنامه‌ریزی دارد، از همان بی‌حوصلگی یک پروژه می‌سازد.

پیشنهاد ما این است: کودک را از بی‌حوصلگی نجات ندهید، اما برایش چارچوب بسازید. مؤسسه‌ی ذهن کودک هم رویکرد پیشگیرانه را توصیه می‌کند، نه واکنشی. یعنی ابزارها را قبل از رسیدن لحظه‌ی «حوصله‌م سر رفته» آماده کنید.

گام اول: منوی فعالیت را با هم بسازید

یک عصر آرام بنشینید و با کودک درباره‌ی علاقه‌هایش حرف بزنید. بعد یک فهرست یا جدول از فعالیت‌ها درست کنید که هم ایده‌های او را داشته باشد و هم ایده‌های شما. مؤسسه‌ی ذهن کودک پیشنهاد می‌کند این جدول را کنار یک برنامه‌ی روزانه استفاده کنید، چون زمان کاملاً باز و بی‌برنامه برای خیلی از بچه‌ها ناخوشایند است. نمونه‌هایی که همین منبع برای بچه‌های کوچک‌تر نام می‌برد: پیک‌نیک عروسکی، گشت طبیعت، ساختن خانه با پتو و بالش، بازی با لوازم ساختنی، پازل و کاردستی. برای بچه‌های بزرگ‌تر: بازی‌های رومیزی، پروژه‌های هنری، کتاب خواندن و باغبانی.

گام دوم: مهارت برنامه‌ریزی را یاد بدهید

وقتی کودک فعالیتی را انتخاب کرد، به جای اینکه کار را برایش راه بیندازید، از او بپرسید: «برای این کار چه وسیله‌هایی لازم داری؟ اول چه کار می‌کنی؟ بعد چه؟» مؤسسه‌ی ذهن کودک همین پرسیدن درباره‌ی وسایل و مراحل را راهی برای آموزش برنامه‌ریزی می‌داند.

گام سوم: کارهای بازپایان پیشنهاد کنید

همین منبع توصیه می‌کند به بچه‌ها کارهای «بازپایان» بدهید؛ پروژه‌هایی که به چند شکل می‌شود انجامشان داد و بیش از یک نتیجه‌ی ممکن دارند. نقاشی آزاد، ساختن یک قصه، یا طراحی یک بازی تازه از این دسته‌اند.

یک پیشنهاد برای منوی شما: رنگ کردن یک دنیای کوچک

یکی از گزینه‌هایی که خوب در منوی فعالیت می‌نشیند، یک کار دستی بازپایان است که کودک خودش آن را اداره کند. مثلاً بسته‌ی دنیای دریا هشت مجسمه‌ی سفید دارد: ستاره‌ی دریایی، لاک‌پشت، ماهی گرمسیری، صدف، دلفین، ماهی، عروس دریایی و اسب دریایی. هیچ دفترچه‌ای نمی‌گوید دلفین باید چه رنگی باشد؛ تصمیمش با کودک است.

بسته‌ی رنگ‌آمیزی دنیای دریا دنیای یانی
بسته‌ی «دنیای دریا»: مجسمه‌های سفید، ۴ رنگ پایه‌ی آب، قلمو و پیش‌بند

جالب اینجاست که بسته فقط چهار رنگ پایه‌ی آب دارد: قرمز، زرد، سبز و آبی. اگر کودک یک عروس دریایی بنفش بخواهد، باید خودش کشف کند که قرمز و آبی با هم بنفش می‌شوند. این همان حل مسئله‌ی کوچکی است که بی‌حوصلگی را به پروژه تبدیل می‌کند. رنگ‌ها با آب پاک می‌شوند و پیش‌بند هم داخل بسته است، پس لازم نیست شما مدام بالای سرش باشید؛ هرچند برای بچه‌های کوچک‌تر، همراهی بزرگ‌ترها بهتر است. لازم هم نیست همه‌ی مجسمه‌ها در یک روز تمام شوند؛ هر بار که «حوصله‌م سر رفته» شنیدید، یکی از آن‌ها روی منو منتظر است. برای دیدن بسته‌های دیگر هم می‌توانید به فروشگاه دنیای یانی سر بزنید.

وقتی گفت «حوصله‌م سر رفته»: جمله‌های آماده

مؤسسه‌ی ذهن کودک توصیه می‌کند در این لحظه کودک را به جدول فعالیت‌ها ارجاع دهید، دو گزینه جلویش بگذارید و بخواهید یکی را انتخاب کند، و اگر ظرف پنج دقیقه چیز دیگری انتخاب نکرد، شما برایش انتخاب کنید. همچنین از بحث‌های طولانی درباره‌ی گزینه‌ها پرهیز کنید. این جمله‌ها کمک می‌کنند:

  • «پس یک وقت آزاد داری! برو سراغ منوی فعالیت‌هایت.»
  • «می‌خواهی کاردستی کنی یا با لوازم ساختنی چیزی بسازی؟ یکی را انتخاب کن.»
  • «پنج دقیقه وقت داری فکر کنی. اگر چیزی پیدا نکردی، من یکی را انتخاب می‌کنم.»
  • «بی‌حوصلگی گاهی شروع یک ایده‌ی تازه است. ببینیم این بار چه پیدا می‌کنی.»
  • «برای این کار چه لازم داری؟ اول کدام قدم را برمی‌داری؟»
  • «من الان کار دارم، ولی بعدش خوشحال می‌شوم ببینم چه ساختی.»

و این جمله‌ها را بهتر است کنار بگذارید:

  • «بیا، گوشی را بگیر فقط ساکت باش.»
  • «این‌همه اسباب‌بازی داری، باز حوصله‌ات سر رفته؟»
  • «اگر حوصله‌ات سر رفته، برو اتاقت را جمع کن.»
  • «صبر کن، الان یک برنامه‌ی جدید برایت پیدا می‌کنم.»
  • فهرست کردن ده گزینه پشت سر هم، در حالی که کودک به همه «نه» می‌گوید.

بی‌حوصلگی، سن به سن

بی‌حوصلگی، سن به سن

مؤسسه‌ی ذهن کودک یادآوری می‌کند که بچه‌های کوچک‌تر به فعالیت‌های کوتاه‌تری نیاز دارند و بچه‌های بزرگ‌تر می‌توانند پروژه‌های طولانی‌تری را پیش ببرند. جدول زیر راهنمایی کلی بر همین اساس است؛ کودک خودتان را معیار قرار دهید.

سن چه انتظاری داشته باشیم نقش شما ایده‌هایی برای منو
۵ تا ۷ سال زمان تمرکز روی یک کار کوتاه‌تر است و کودک هنوز برای شروع به کمک نیاز دارد. منوی تصویری بسازید، دو گزینه بدهید، شروع کار را همراهی کنید و بعد کم‌کم کنار بکشید. خانه‌سازی با پتو، پیک‌نیک عروسکی، رنگ‌آمیزی، پازل ساده.
۸ تا ۱۰ سال می‌تواند یک پروژه را خودش شروع کند و چند روز ادامه دهد. درباره‌ی وسایل و مراحل سؤال کنید؛ در حل مسئله دخالت نکنید. کاردستی چندمرحله‌ای، نوشتن و کشیدن یک کتاب کوچک، بازی رومیزی با خواهر یا برادر.
۱۱ تا ۱۲ سال توان برنامه‌ریزی پروژه‌های بزرگ‌تر را دارد، اما وسوسه‌ی صفحه‌ی نمایش هم قوی‌تر است. زمان‌های بدون گوشی را با هم توافق کنید و خودتان هم به آن پایبند باشید. پروژه‌ی هنری، باغبانی، طراحی یک بازی گنج برای کوچک‌ترها، کتاب‌خوانی.

درباره‌ی ستون آخر یک نکته‌ی مهم: کلیولند کلینیک تأکید می‌کند اگر نمی‌خواهید بچه‌ها در هر لحظه‌ی بی‌حوصلگی سراغ گوشی و تبلت بروند، خودتان هم عادت‌های سالمی در استفاده از این وسایل نشان دهید.

بی‌حوصلگی معمولی یا نشانه‌ی چیزی دیگر؟

بیشتر «حوصله‌م سر رفته»ها کاملاً معمولی‌اند. اما گاهی پشت بی‌حوصلگی مداوم چیز دیگری هست. این نشانه‌ها را جدی بگیرید:

  • کناره‌گیری از کارهایی که قبلاً دوست داشت. به گفته‌ی مؤسسه‌ی ذهن کودک، کنار کشیدن از فعالیت‌هایی که کودک قبلاً از آن‌ها لذت می‌برد، یکی از نشانه‌های مهم افسردگی است؛ مثلاً اینکه مدام بخواهد کلاس یا ورزش محبوبش را کنار بگذارد.
  • تحریک‌پذیری بی‌دلیل و غیرعادی، که با رفتار همیشگی کودک فرق دارد (مؤسسه‌ی ذهن کودک).
  • دل‌درد و سردرد تازه و مکرر که قبلاً نبوده است (مؤسسه‌ی ذهن کودک).
  • ناتوانی شدید و مداوم در ماندن روی هر فعالیتی، حتی فعالیت‌هایی که دوستشان دارد. مؤسسه‌ی ذهن کودک توضیح می‌دهد که برای بچه‌های دارای اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی، سرگرم کردن خود برای مدت طولانی سخت‌تر است.

کلید اصلی در همه‌ی این موارد «تغییر» است: فاصله گرفتن از حال و رفتار همیشگی کودک. هیچ‌کدام از این نشانه‌ها به‌تنهایی تشخیص نیست، اما اگر شدید است یا چند هفته ادامه پیدا کرده، با پزشک کودک، مشاور مدرسه یا یک روان‌شناس کودک صحبت کنید.

پرسش‌های رایج والدین

بچه‌ام مدام می‌گوید حوصله‌ام سر رفته؛ تقصیر من است؟

نه. بی‌حوصلگی بخشی عادی از زندگی است و کلیولند کلینیک صریحاً می‌گوید مشغول نگه داشتن دائمی بچه‌ها مسئولیت شما نیست. کار شما فراهم کردن چند ایده و وسیله‌ی ساده است، نه پر کردن تک‌تک دقیقه‌ها.

وقتی حوصله‌ی کودک سر رفته، اجازه‌ی تبلت بدهم؟

اگر صفحه‌ی نمایش همیشه اولین جواب بی‌حوصلگی باشد، کودک فرصت پیدا کردن راه‌های دیگر را از دست می‌دهد. کامن سنس مدیا پیشنهاد می‌کند به بچه‌ها زمان‌های بی‌ساختار و بدون گوشی بدهید. می‌توانید صفحه‌ی نمایش را حذف نکنید، اما آن را به یک زمان مشخص و توافق‌شده منتقل کنید.

اگر بی‌حوصلگی به بدخلقی و دعوا ختم شود چه؟

این همان جایی است که آمادگی قبلی کمک می‌کند. مؤسسه‌ی ذهن کودک توصیه می‌کند واکنشی رفتار نکنید، کودک را به منوی فعالیت برگردانید و دو گزینه‌ی مشخص بدهید. همین منبع می‌گوید از بحث طولانی درباره‌ی گزینه‌ها پرهیز کنید، چون ممکن است همین توجه، غر زدن را تقویت کند.

یعنی دیگر با بچه‌ام بازی نکنم؟

اصلاً. بی‌حوصلگی سالم به معنای کنار کشیدن از کودک نیست. آکادمی اطفال آمریکا به پدر و مادرها توصیه می‌کند دفعه‌ی بعد که کودکتان خواست با شما بازی کند، «بله» بگویید. هدف، تعادل است: هم بازی مشترک، هم زمان‌هایی که کودک خودش بازی را می‌سازد.

کلاس‌های فوق‌برنامه بد است؟

نه، اما اگر تمام هفته پر از برنامه‌ی ساختارمند باشد، فضایی برای بازی آزاد نمی‌ماند. آکادمی اطفال آمریکا از خانواده‌ها و مربی‌ها می‌خواهد از بازی بدون ساختار در پیش‌دبستانی‌ها و مدرسه‌ها دفاع و محافظت کنند. در برنامه‌ی هفتگی، چند بعدازظهر خالی هم بگذارید.

جمع‌بندی: خلأ را پر نکنید، ابزار بدهید

بحث بی‌حوصلگی دو طرف دارد. یک طرف درست می‌گوید که کودک بدون کمک، همیشه نمی‌تواند از بی‌حوصلگی چیزی بسازد و بعضی بچه‌ها سخت‌تر از بقیه خودشان را سرگرم می‌کنند. طرف دیگر هم درست می‌گوید که پر کردن دائمی وقت کودک، فرصت خلاقیت، استقلال و تحمل ناکامی را از او می‌گیرد.

راه میانه این است: یک منوی فعالیت با کودک بسازید، چند وسیله‌ی ساده و کار بازپایان در دسترس بگذارید، وقتی گفت «حوصله‌م سر رفته» دو گزینه بدهید و بعد کنار بکشید. صفحه‌ی نمایش را به زمان‌های مشخص ببرید، خودتان الگو باشید و اگر بی‌حوصلگی با کناره‌گیری و تغییرهای رفتاری همراه شد، از متخصص کمک بگیرید. دفعه‌ی بعد که این جمله را شنیدید، شاید بتوانید با لبخند جواب بدهید: «چه خوب! ببینیم این بار چه چیزی می‌سازی.»

منابع